محمدصادق دهلوي
مقدمه 6
كلمات الصادقين ( فارسي )
خواجه قطب الدّين بختيار اوشى قدس 1 سره 2 از اكابر اوليا و اعاظم اصفيا بوده 3 ، و قبول عظيم و ترك و تجريد تمام داشت ، و به فقر و فاقه موصوف و باستغراق در ياد آفريدگار متصف بوده 4 . از اجلهء اصحاب خواجه معين الدّين 5 سجزى است ، و در سلك اعاظم خلفاى 6 آن حضرت منتظم و بسيارى از اوليا و اصفيا را ملازمت كرده ، و نام والد شريف او شيخ كمال الدّين احمد موسى است . در دو و نيمسالگى * يتيم شد . مادرش در 7 پنجسالگى بمهربان همسايه سپرد 8 تا بمعلمى سپارد 9 . آن عزيز خواست پيش مولانا 10 ابو حفص 11 كه از مشهوران بود بسپارد . در اثناى راه پيرى 12 نورانى همراه شد ، [ 8 ] و آن دو بزرگ باتفاق بمخدوم سپردند ، و آن پير كه 13 خضر عليه السلام بوده ، باستاد 14 گفت : اين طفل از اولياى 15 كبار خواهد شد ، در تعليمش بجد باشيد 16 ، تكاسل و تغافل يكسو نهيد 17 ! و قطب الاولياء را در شروع تميز و آگاهى درد طلب دامنگير وقت شد ، و جستوجوى 18 پير در سر افتاد . ناگاه معين الاولياء باوش تشريف آورد ، قطب الاولياء در اول ملازمت مريد شد . چون خواجهء بزرگ را بموجب حكمت الهى گذر بهندوستان افتاد و در اجمير كه روضهء متبركهء وى در آن مكان شريف است ، ساكن شد ، قطب الاولياء ازين معنى وقوف يافته ، برفاقت شيخ جلال الدّين تبريزى * جانب هندوستان 19 روان شد ، و چندى 20 در ملتان و لاهور توقف واقع شده ، بدهلى تشريف آورد . معين الاولياء آن حضرت را تجويز سكونت دهلى نمود 21 و قريب بايام رحلت خود 22 خلافت داد ، و عصاى 23 خواجه عثمان هارونى * عنايت كرد ، و امانت خواجگان چشت بوى سپرد ، چنانچه اين قصه در دليل العارفين * بتفصيل مذكور است . صاحب سير الاولياء 24 * گفته كه خواجه قطب الدّين در شهر بغداد در مسجد امام ابو الليث سمرقندى * بحضور شيخ شهاب الدّين سهروردى [ 9 ] و شيخ اوحد كرمانى * و شيخ برهان الدّين چشتى و شيخ محمد اصفهانى بشرف ارادت شيخ الاسلام معين الدّين سجزى مشرف گشت . در مبدأ احوال 25 در اوش مشغول بودى و آنجا خضر را دريافته و برجال غيب * صحبت داشته ، و سلسلهء ارادت وى از اولياى 26 كبار